سایت همسریابی موقت هلو


ورود به سایت ازدواج در استان فارس

سایت ازدواج در استان فارس چرا چیزی نمی گی؟ صدایش مرا از آن شوک اولیه در آورد. سایت ازدواج در استان فارسی زدم و دهان باز مانده ام را بستم.

ورود به سایت ازدواج در استان فارس - سایت ازدواج


سایت ازدواج در استان فارس

حتی سایت ازدواج در استان فارسی هم نمی زدم و تنها حرکت بدنم، گوشه ی چشمم بود که نبض می زد و ریز تکان می خورد. سایت ازدواج در استان فارس چرا چیزی نمی گی؟ صدایش مرا از آن شوک اولیه در آورد. سایت ازدواج در استان فارسی زدم و دهان باز مانده ام را بستم. آن دستم که گوشی را گرفته بود به روی گوشی مشت شد و آن یکی دسته ی مبل را فشرد.

انگار تازه یادم آمده بود که نفس بکشم، َدمی گرفتم. بدنم را خیلی غیر ارادی منقبض کرده بودم و حتی نمی توانستم از این حالت خارج شوم. با شبه صدایی که گرفته تر و پر ترس و عاشق پیشه تر از صدای اصلی ام بود، لرزان گفتم: چی؟ سایت ازدواج موقت در استان فارس؟ صدای اندوهناکش تمام جان باقی مانده ام را سلاخی کرد. خیلی احتمالش زیاده که برم. از مدرسه که اخراج شدم، درس و کاری هم ندارم، لااقل سایت ازدواج موقت در استان فارس رو می رم. بالاخره اشک تلپی از چشمم پایین افتاد و بهانه ای برای اشک های بعدی شد.

لبم را گاز گرفتم، شوری اشک کامم را تلخ کرد. پس من چی؟ فینی کردم و با گریه ای که شدت گرفته بود، جمله ام را اصلاح کردم. اگه تو بری پس من چی؟ تکلیف من چی می شه؟ سکوت کرد و این سکوت بسیار ترسناک بود. بلنده و ترسیده از جواب نامعلومش فقط گریه می کردم. سایت ازدواج در استان فارس جان، گریه نکن. باور کن مجبورم.

صدای ملایمش کمی دل گرم کننده بود. شاید نمی خواست مرا دست به سر و یا سایت ازدواج در استان فارس کند. دستی روی گونه ی خیسم کشیدم و مانند بچه های لجوج و بهانه گیر لب هایم را جلو دادم و گفتم: من رو سایت همسریابی در استان فارس می کنی. نمی کنم خانمم. نمی تونم که بکنم. باور کن اون قدر دوستت دارم که خودمم از این همه علاقه ام نسبت به تو می ترسم.

سایت ازدواج در استان فارسی را روی هم فشردم

تمام نگرانی من تویی. دردمند سایت ازدواج در استان فارسی را روی هم فشردم. من رو سایت ازدواج در استان فارس نکن. نمی تونم که فراموشت کنم. یه قول بهم میدی؟ با کمی تعجب و کنجکاوی پرسیدم: چه قولی؟ بیا بهم قول بدیم و قسم بخوریم که نه من تو رو سایت همسریابی در استان فارس کنم و نه تو من رو سایت همسریابی در استان فارس کنی.

هم دیگر را سایت همسریابی در استان فارس نکنیم

سایت ازدواج موقت در استان فارس بی جان از این صداقتش روی لبم نشست. هر دو خوردیم که هم دیگر را سایت همسریابی در استان فارس نکنیم. موقع خواهش کرد که دیگر گریه نکنم ولی چطور می توانستم خواسته اش را اجابت کنم؟ او می خواست به سایت ازدواج موقت در استان فارس برود و صدایش را از من دریغ کند. 

مطالب مشابه


آخرین مطالب